عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

202

منازل السائرين ( فارسى )

باب تفويض قال الله تعالى حاكيا عن مؤمن آل فرعون : وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ . « 1 » كار خود را به خدا واگذار مىكنم كه خدا نسبت به بندگانش بيناست . خداوند اين آيه را از قول مومن آل فرعون كه مورد تهديد قرار گرفته بود بيان مىفرمايد كه وقتى او را تهديد كردند به آن‌ها پاسخ داد : افوض امرى الى الله . من كارم را به خدا تفويض مىكنم . خواجهء بزرگوار از اين عبارت ، براى بيان مقام تفويض استفاده كرده و به تبيين و تشريح اين مقام پرداخته است . تعريف تفويض التفويض ألطف اشارة و اوسع معنى من التوكّل ، فانّ التوكّل بعد وقوع السّبب ، و التّفويض قبل وقوعه و بعده و هو عين الاستسلام و التوكّل شعبة منه . تفويض را اشارتى است لطيف . تر از توكل و معنايى است وسيع‌تر و گسترده‌تر از توكل ، چرا كه توكل پس از وقوع سبب است اما تفويض هم پيش از وقوع سبب ا ست و هم پس از آن و تفويض عين تسليم ( انقياد كامل و واگذارى هستى ) خود به خداست كه حق تعالى هرگونه مىخواهد با آن رفتار كند و در آن تصرف نمايد و توكل شاخه و قسمتى از تفويض است . تفويض به اشارهء لطيف و ظريفى از توكل مىپردازد . در مقام توكل عرض كرديم كه در ردهء عامه واقع است . كسى كه در بالاترين مقام توكل هم باشد پا به مقام تفويض نمىتواند بگذارد و تفويض معنى وسيع‌ترى از توكل دارد ؛ زيرا توكل معمولا بعد از وقوع سبب است يعنى انسان مورد وكالتى برايش پيش مىآيد ، و آن را به خدا واگذار

--> ( 1 ) . غافر / 44 .